من و مامان بابام/آخر الزمون شده!

ملت همه آرزو دارن که مامان، باباشون بفهمن که کامپیوتر چیه و "موس"و"کیبورد"چی هستن بعد ما هم توی خونه باید دعوا کنیم که مادرم/پدرم کمتر وبگردی کنین آخه!

انقدر بازی نکنین با کامپیوتر!چاق میشیدا!چشماتون ضعیف میشه ها!

ولی کو گوش شنوا؟

کلا توی خونه ی ما همه چیز بر عکس داره پیش میره. به جای اینکه اونا این تذکرات رو به ما بدن، ما به اونا تذکر میدیم.

نمونه ی دیگه اش هم خوندن مجله همشهری جوانِ!

وقتی مجله رو میخرم،مامانم میگه باز رفت پول داد واسه این چیزا!

بعد خودش مجله رو میگره تا همه اش رو نخونه نمیده به من.جدیدا بابام هم علاقه مند شده به مجله!مثل اینکه از این به بعد باید 3 تا مجله بگیرم که دعوامون نشه تو خونه!

ولی بازم خدایا شکرت!

خیلی ها آرزو دارن پدر،مادری مثل پدر،مادر من داشته باشن.

 

 

 

/ 9 نظر / 17 بازدید
ا و ر ا ن و س

ســــــــــــــــلام : اینکه خیلی خوبه به روزن دیگه[زبان] قدر پدر و مادرتو بدون بعله بایدم خدارو شکر کنی خدا همه والدینو حفظ کنه اسم وبلاگت خیلی جالب بود برام موفق باشی[تایید][گل]

سمانه

واااای!! چه جالب.. من تاحدیشو دیده بودم ولی نه تا این حد! حالا ما هی این همشهری جوانو بذاریم جلو والدین بگیم این مطلبو بخون، اصلن انگار نه انگار! ایشالا سالیان سال سایشون زیر سرت باشه.

ا و ر ا ن و س

ســــــــــــــــلام : آره من و مانیا خیلی وقته دوستیم الانم که مسافرته داره گزارش سفر میده[زبان] از آشنایی باهات خوشحالم[گل]

زهرا کتابی پور

[تایید][گل][رویا][هورا]

رویا

سلام. خوبی ؟ وضعیت خونه ما هم بهتر نیست[زبان]

Adrian

سلام عزیزم همیشه موفق و شاد باشی بیا به من سر بزن میخوام باها تبادل لینک کنم در باره ی مطلبت هم باید بگم که من هم به این درد مبتلا هستم ، البته زمانی که تهران بودم و تو خونه ی دانشجوییم نبودم

حياط خلوت

:)) چه جالب پدر مادرت حتماً جوونن البته ما اين مشكلو سر موبايل و اسمس بازي با مامان بابامون داريم. يه زماني اونا به ما گير مي دادن اما از وقتي موبايل دار شدن ما تذكر مي ديم دست از سر اون گوشي ورداريد!

مالزی نشین (مانیا)

[قهقهه] عامو من فک کردم این مامان من خیلی از راه به در شده که چت میکنه این قد! نگو توی سن مامان باباهای ما، همه گیر شده![چشمک]