داستان تکراریه ابر و دریا

ابر بارنده به دریا میگفت:

«من نبارم تو کجا دریایی؟؟!»

دریا خنده کنان با او گفت:

«ابر بارنده تو هم از مایی!!»

آخر نوشت:

این شعر و از اونجایی که نمیدونستم چی بنویسم گذاشتم.شرمنده چون خیلی تکراریه ولی خب بعضی چیزا تکرارشون بد نیست!

راستی!خوش اومدی!

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Bnafas

ممنون که سر زدی[گل] گویا اینجا خونه جدیدتونه و من نمیدونستم مبارک باشه[گل]

Bnafas

ممنون که سر زدی[گل] گویا اینجا خونه جدیدتونه و من نمیدونستم مبارک باشه[گل]

ایگناسیمو

Perhaps, perhaps, perhaps

رویا

[تعجب]سلام.خوبی ؟ آره! خدا به صاحبخونه رحم کرد. تو که قبلا پرشین نبودی .بودی؟

رویا

راست میگه میچیکو! خوش اومدین!![چشمک]

رویا

راستی شعره برای من تکراری نبود ها!! ممنون!

به تو چه

خیلی شاخ بازی در می آری باید یه حال اساسی ازت بگیرم

نانا

احساستون قشنگه از انتخاب مشخصه...

به تو چه

ابر بارنده به دریا می گفت گر نبارم تو کجا دریایی در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو هم از مایی شاعرش به خاطر اون شعری که تو نوشتی دست به خود کشی زد درستش این شعر بالاییه

نانا

مگه 3:30 صبح با شب فرق زیادی داره؟!!!!مرسی از نظرتون...[گل]